جمعه, 31. شهريور 1396 - 15:23

یادداشت ها و تحلیل ها

  • صالحی نجفی پژوهشگر حوزه فلسفه؛

    سرمایه‌داری، فوتبال و سینما می‌تواند جامعه را از پا درآورد

    تصور کلاسیک این است که یک موضع سیاسی برای اینکه خودش را به افراد جامعه تحمیل کند یا حمایت اتباع خود را جلب کند باید به گونه‌ای آن‌ها را شست‌وشوی مغزی بدهد/ قانون‌ها و قراردادهای جوامع سوژه‌ها را وامی‌دارند دائم به جستجوی مطلوب مطلق گم‌شده میل خود بروند، ابژه‌ای که «ملت» نامیده می‌شود.

  • هوش مصنوعی به همراه تاثیری عمیق توانست راه های کاربردی ای را ارایه دهد؛

    هوش مصنوعی می تواند به طور اساسی روش زندگی مردم را تغییر دهد

    هوش مصنوعی مفهوم تازه ای نیست، ریشه های داستانی آن به دور تر از قدمت یونان باز می گردد. با این حال کمتر از یک قرن پیش بود که انقلاب فناوری رخ داد و هوش مصنوعی از یک داستان علمی تخیلی به واقعیت تبدیل شداما چندین دهه زمان برد تا مردم از قدرت هوش مصنوعی به درستی استفاده کنند.

  • با حضور تقی آزاد ارمکی و ابراهیم فیاض در خبرآنلاین؛

    در مناظره زنده دو جامعه شناس در خصوص انتخابات مطرح شد: سر ِکاری است و همه سر ِکاریم

    انقلاب دارد ادامه پیدا می کند، ولی آب دارد بیشتر نخبگان را با خود می برد. چه آخوند و چه دانشگاهی/ تا دیروز می گفتیم خانواده مهم و خوب است بعد طلاق زد بیرون چون ساده ترین تغییراتش را به رسمیت نمی شناختیم.

  • یکی از معانی دولت در ادبیات کهن خوشبختی است؛

    اشباح بناپارت و دیکتاتور کوتوله؛ به سرنوشتت عشق بورز

    «بالاخره پس باید رأی داد یا نه؟» اگر رآی‌دادن آن‌طور که می‌گویند تعیین سرنوشت است، پس باید در هر صورت سیمای سرنوشت خود را شناخت یا دست‌کم حدس زد و عاشقانه و شجاعانه به‌سویش شتافت.

  • مصطفی ملکیان در جمع شماری از دانشجویان دانشگاه زنجان؛

    ناسیونالیسم؛ راه یا بیراهه؟

    باید همواره در نظر بگیریم که منافع خودمان برطرف و برآورده شود ولی به شرطی که برآورده شدن منافع، در چارچوب و کادر ضوابط اخلاقی انجام پذیرد چرا که اگر ملت ها برای تحصیل منافع خودشان ابایی از هیچ چیز نداشته باشند، در دنیای ترد و شکننده امروز چه پیش خواهد آمد؟

  • گفت‌وگوی ویل هاتن با آمارتیا سن؛

    کسب آرای بیشتر مشروعیت نمی‌آورد

    این‌طور نیست که شما هر چهارپنج سال یک بار انتخابات برگزار کنید و بعد دموکراسی کنار برود و شما با همان انتخاب دربارۀ همه‌چیز تصمیم گرفته باشید/ رفراندوم‌ها تاحدی شبیه نظرسنجی‌های عمومی هستند؛ بعضی وقت‌ها کاملاً اشتباه از آب در می آیند.

  • میزان سلامتی شما، با میزان سلامتی و خوشحالی همسرتان همبستگی قوی دارد

    سلامتی مسئله‌ای فردی نیست

    خوش‌حالیِ همسرِ یک نفر قویاً به این وابسته است که چقدر خود فرد، از لحاظ سلامت کلی و آسیب‌های جسمانی و میزان فعالیت، سالم بوده است. ظاهراً این مطلب دربارة هر دو طرف صادق بود. فراتر از این، تأثیر خوش‌حالیِ همسر بر سلامت یک نفر از میزان خوش‌حالیِ خود او مستقل بود.

  • مالجو، راغفر و مومنی چشم‌انداز اقتصاد ایران را بررسی کردند؛

    نابرابری‌ها به حد انفجار رسیده‌اند

    الگوی توزیع مخارج دولت دریچه شیوع فساد اقتصادی در بدنه تکنوکراسی دولتی است که انواع دریافتی‌ها و درآمدهای غیرقانونی را به‌ طرزی کاملا نابرابر و درجه‌بندی‌شده در میان اشخاص و گروه‌ها رقم می‌زند.

  • چند پژوهش دربارۀ دوستی؛

    فقط نیمی از دوستی‌های جهان «متقابل» است

    قطع دوستی‌ها تصور ما از کیستی‌مان را به چالش می‌کشد، به‌خصوص اگر سال‌ها باشد که با آن دوست رفیق گرمابه و گلستان باشیم/ دوست‌دشمن‌ها بخشِ جدایی‌ناپذیر روابط اجتماعیِ ما هستند. دوستانی که از جهاتی واقعاً به آن‌ها دلبسته‌ایم، و از جهاتی نیز حقیقتاً آزارمان می‌دهند.

  • کتانی با انتقال نشانه‌هایی دربارۀ هویت ملی، طبقه و نژاد بیانگر چیزی بیش از ورزش‌دوستی بوده است؛

    کتانی‌‌‌ها همیشه کفش‌‌‌هایی سیاسی بوده‌‌‌اند

    در ابتدا کتانی‌ها، به‌دلیل انعطاف‌پذیری و قابلیتِ بی‌صدا قدم‌برداشتن، محبوبِ دزدها و دیگر مجرمان بودند. به همین دلیل کتانی‌پوشیدن در دوره‌هایی نشانه‌ای از تمایل به بزه و خراب‌کاری قلمداد می‌شد، البته بعدها پای سیاست و نژاد و طبقه نیز به میان آمد.

  • گفت‌وگوی برَد اِوانز با هنری اِی.ژیرو درباره خشونت؛

    آموزش و پرورش باید مخرب و ناراحت‌کننده باشد؛ درحالی‌که به‌سختی در برابر نظام‌های پذیرفته‌شده می‌ایستد

    آموزش چیزی نیست جز ایجاد ذهن‌های انتقادی و شهروندان مسئولیت‌پذیر. با آموزش می‌توان جوانان و دیگران را از طریق پیونددادن مشکلات شخصی و دغدغه‌های کلان، برای مواجهه با اقتدار توانا ساخت.

  • تضادها و تعارض های درونی ام سهم زیادی در افسردگی ام داشتند؛

    مصطفی ملکیان:جای فرزانگان در زندگی امروزی ما خالی است/ هیچ سبک زندگی ای نیست که در آن هزینه ای وجود نداشته باشد

    سه ویژگی ِ بی اعتنایی به دنیا، عشق ِ به علم فقط به خاطر علم و ساده زیستی را از پدرم و سه ویژگی خوش بینی، سخت کوشی و شخصیت وسواسی را از مادرم به ارث برده ام/ طبع سوداوی مزاج دارم که بزرگ ترینش درون گرایی است/ قدرت «نه گفتن» ندارم

  • نابرابری در حال متاستاز است؛

    اعتراض در شبکه‌های اجتماعی؛ کنشگری پشت میزنشین

    بیشتر مردم شبکه‌های اجتماعی را برای متحد شدن یا بازگشایی افق‌های بازتر مورد استفاده قرار نمی‌دهند بلکه آنها را استفاده می‌کنند تا از تقابل در امان بمانند و خودشان را در منطقه‌ای یکسان‌سازی شده و امن قرار دهند، منطقه‌ای که به نظر می‌رسد در آن تنها صداهایی را می‌شوند که پژواک صدای خودشان است و تنها چیزهایی را می‌بینند که انعکاس تصویر خودشان است.

  • روایتی بسیار شخصی از جنبش بی‌پروای اگزیستاناسیالیسم؛

    کتاب «در کافه اگزییستانسیالیستی» منتشر شد

    نویسنده کوشیده در این کتاب نشان دهد اگر انسان به اندازه‌ای آزادی داشته باشد تا بتواند جهان مادی را خود بسازد، جهان مطلوب وی چگونه خواهد بود/ از دیگر دغدغه‌های بیکول در این کتاب تعریفی از زندگی شخصی، اصیل و درست‌کارانه در ارتباط با خود و دیگران است.

  • مدرسۀ ایدئال جایی است که در آن اجباری به شنیدن جوابی ناخواسته به سؤالی نپرسیده نباشد

    زندگیِ آزمون‌زده

    اگر معلم نیستید و به تازگی با بچه‌ها صحبت نکرده‌اید، از میزان آلودگی آموزش به فرهنگِ «تدریس برای امتحان»، شگفت‌زده خواهید شد/ امروزه دانش‌آموزان گمان می‌کنند که یادگیری یعنی دانستن جواب صحیح/ در سراسر جهان، لذت یادگیری از آموزش بیرون کشیده شده و به فرایندی خشک و بی‌روح تقلیل یافته است.

  • نوشتن در آستانۀ جنون؛

    مرموزترین کتاب جهان؛ «دست‌نوشتۀ وُینیچ»

    بسیاری از بزرگ‌ترین رمزشناسان قرن بیستم برای شکستنِ رمز این دست‌نوشتۀ مرموز زورآزمایی کرده‌اند، اما کتاب همچنان از فهمِ بشری خارج است. اما شاید بهتر باشد دست از تلاش برای کشف معنای آن برداریم و به‌جایش خود را در معرض لذتِ رمزآلود آن قرار دهیم.

  • اِلنا فرّانته، نویسندۀ ناشناس

    چرا نویسندگانِ زن با نام مستعار می‌نویسند؟

    در تاریخ ادبیات، زنانی که کتاب‌هایشان را با نام‌های مستعار چاپ کرده‌اند کم نیستند. البته پرحاشیه‌ترین نمونۀ آن خواهران برونته بودند که با نام سه مرد کتاب‌هایشان را چاپ می‌کردند. چرا برخی از نویسندگان زن نمی‌خواهند نام اصلی‌شان آشکار شود؟ پیش از هر چیز به‌دلیل اینکه دیگر نمی‌توانند به‌راحتی قبل دربارۀ جامعه‌شان بنویسند.

  • آیا آن‌قدر هوشمند و قوی و درواقع آن‌قدر مرد هستی که رمان هزارصفحه‌ایِ نابغه‌ای را بخوانی؟

    نخواندن به‌مثابۀ خدمتِ فرهنگی

    هیچ‌کس نمی‌تواند حتی کتاب‌های تخصصیِ حوزۀ خودش را به تمامی بخواند و ازطرف‌دیگر هیچ مرجع قابل‌اعتمادی برای انتخاب کتاب‌های خوب در دسترس نیست. در این وضعیت چه باید کرد؟

  • اسلاوی ژیژک؛

    اگر آمریکایی بودم به ترامپ رأی می‌دادم؛ او دست‌ کم وعده‌ تغییر می‌دهد

    هیلاری «بدتر» از ترامپ است زیرا او تغییرنکردن را مطلوب جلوه می‌دهد. با وجود چنین انتخابی، نباید دست‌وپای خود را گم کنیم بلکه باید دست به انتخاب «بدترین» بزنیم، که به معنای تغییر است - حتی اگر تغییری خطرناک باشد - زیرا این تغییر فضایی می‌گشاید برای تغییری متفاوت و اصیل‌تر.

  • مروری بر کتاب «برنامه‌ریزی انسان؛ شست‌وشوی مغزی، آدم‌های ماشینی و نبود آزادی در آمریکا» نوشتۀ اسکات سلیسکر

    تاریخ شست‌وشوی مغزی؛ از هیتلر تا «وست‌ورلد»

    به‌طور مداوم با دسته‌های مختلفی از موجودات مواجه می‌شویم که شست‌و‌شوی مغزی شده‌اند وازقضا، نقطۀ اشتراکشان دشمنی با آمریکاست: از نازی‌ها تا کمونیست‌ها تا تروریست‌ها و حالا ماشین‌ها. این اسطوره چه فایده‌ای برای آمریکا داشته است؟

صفحه‌ها