همه وطندوستها خودی هستند

سید حسن خمینی در گفت وگو با برنامه راهبرد در پاسخ به سوالی درباره ریشههای تمدنی و عقیدتی همبستگی مردم در جنگ 12 روزه اظهار کرد:
واقعا آن چیزی که در این ۱۲ روز خودش را نشان داد، شاید برای همه کسانی که جامعه ایران را تحلیل میکردند، بسیار بسیار غیر منتظره بود؛ حتی برای دوستان چه برسد برای دشمنان. روشن است که هدف این جنگ تحمیلی ۱۲ روزه تجزیه ایران و در نهایت براندازی ساختار جامعه ایران و انشعابها بوده است. خودشان هم گفتند یک سال و نیم برای این برنامه ریزی کرده بودند همچنین بحث پهبادها، موشکها، ریزپرندهها و بحثهای متفاوتی که داشتند ولی تمام امیدشان انگار به یک بههمریختگی یا فراپاشی اجتماعی در درون جامعه ما بود.
به گزارش اسپادانا خبر، وی یادآور شد:
نظرسنجیهایی که این روزها منتشر میشود نشان میدهد سرمایه اجتماعی جامعه ایران بسیار بالا رفته است یعنی ما سالهای بسیار تلخی که داشتیم را انگار پشت سر گذاشتیم. من در رابطه با خود صدا و سیما دیدم دوباره میزان مرجعیتش چقدر بالا رفته؛ در نظرسنجیهایی که نهادهای معتبر داخلی انجام میدهند.
او گفت:
همه توجه کنیم که یکی از دستاوردهایی که ملت ما به دست آورد «بازدارندگی موشکی» بود. بیتردید اگر جوابها بهخصوص جوابهای روزهای آخر نبود آن ها به دنبال صلح، آتش بس و اتمام جنگ نبودند؛ اصلاً نه شخصیت اسرائیل این طوری است و نه ترامپ اینگونه است؛ اگر اینها آمدند، به خاطر موضع قدرت بود. همان صلح از موضع قدرت، این بار میتواند از جانب ملت ایران اتفاق بیفتد اما داستانی که در آن وجود دارد این است که ما یک دستاورد بزرگتری داریم و آن همان انسجام، اتحاد و یکپارچگی است که به دست آوردیم. چرا این پدید آمد؟ و اساساً دشمنان ما که روی این محاسبه کرده بودند، کجا را در محاسباتشان هدف گرفته بودند که اشتباه تحلیل کردند؟ اولاً گفت طرف اصلاً بچه خودش را رستم گذاشت و بعد از مدتی میترسید صدایش کند، اینها هم خودشان یک چیزهایی گفتند و بعد آرام آرام باورشان شد. ولی در خیلی از آمارها باورمندانه به این مسأله نگاه میشد. روی شکافهای قومیتی، مذهبی، سیاسی، معیشتی، هویتی و بین نسلی تمرکز کرده بودند و این داستان را در فضاهای متفاوتی رصد میکردند و اتفاقاً علائمی هم برای آن میدیدند. ما نباید فراموش کنیم از سال ۹۶ به این طرف سه تا بحران اجتماعی داریم؛ سالهای ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱. اینها خواستههای متفاوتی هم دارد؛ خاستگاه اقتصادی و بعد اجتماعی دارد. این شکافها موضع هدفی بود که آنها قرار داده بودند. واقعا اتفاق بسیار عجیبی در طیفهای سیاسی، قومیتی، علمای اهل سنت بلوچستان و ایرانیان خارج از کشور افتاد. در ایران سخن از ایران گفتن هزینه که ندارد هیچ، مورد تشویق مردم واقع میشود؛ ایرانیهای خارج از کشور به خصوص آن ها که در آمریکا زندگی میکنند، فردا ممکن است ترامپ آنها را اخراج کند یعنی همان که الآن انجام میدهد.
وی ادامه داد:
من مخصوص به ذکر بگویم. کسانی که ممکن است حتی از نظر مباحث فکری، ذهنی و بسیاری از مواضع دیگر [مشابه ما] نبودند، مثل آقای دکتر سروش که ابراز نظر میکند و میایستد یا دیگرانی که حالا دانه دانهشان را نمیشود اسم آورد، و بعد بیانیهاش را خود صداوسیما هم خواند، اینها نشان داد به آنها که انگار این مملکت یک چیز دیگری دارد؛ همان «هویت تمدنی» که به آن اشاره میکنیم. یا در موارد سیاسی، من حالا خاطره همان صبح روز جمعه را بگویم؛ خاطره شیرینی است. صبح آقای ناطق و آقای لاریجانی به من زنگ زدند که خوب است یک بیانیهای داده شود و من گفتم بیانیهام را نوشتهام و دادهام. گفتند به آقای خاتمی هم گفته شود که ایشان هم [بیانیه بدهد]. گفتم آن طوری که من در شبکههای مجازی دیدم، ایشان قبل از من بیانیه داده است. عصرش آقای کروبی بیانیه داد. ایشان حتی بعدش که من دیدم گفت من از تهران بیرون نمیروم و میخواهم همین جا به دست اسرائیل شهید بشوم؛ و باید بیانیه بدهیم و در مقابل اینها بایستیم. این از کدام طیف است؟ از جریانی که احیانا شاید در طبقهبندی و دستهبندی خارجیها، خیلی از آنها درون حاکمیت موجود تلقی نشوند. بعضی از زندانیانی که در زندان بودند، این بیانیه را دادند. به خصوص ایرانیهای خارج از کشور به نظرم خیلی مهم است. چون برای آنها هزینههای فردی دارد. فردا ممکن است نهادهای امنیتی آنها را محکوم به اخراج و تهدیدشان کنند.
وی افزود:
یکی از دوستان گفت سطح دزدی هم پایینتر آمده یعنی دزدها هم در این ایام دیگر به مردم بیشتر رحم کردند؛ طبق آماری که گفته شده است. البته حالا ممکن است بخشی از آن به خاطر این بحث ایست بازرسیها بود. من میخواهم به یک علتش توجه بدهم. یک علتش این بود که هر ایرانی فکر کرد به خودش لطمه خورده و اینجا دیگر این نبود که به من آخوند مسئول یا شما مجری تلویزیون توهین شده است. این حمله، حمله به هر فرد ایرانی بود؛ وطنش در حال تجزیه میدید و درک درستی از این داشت که آنها به دنبال یک تجزیه هستند و فقط به دنبال براندازی نیستند. اگر اینگونه است که هر ایرانی احساس میکرد شخص او مورد توهین و تهاجم قرار گرفته و دیگر نه سرداران سپاه که همه آنها عزیز هستند و واقعاً باید به خانوادههایشان تسلیت گفت که جای خودش هم طبیعتاً گفته شده است.
او درباره راه های حفظ انسجام خاطرنشان کرد:
اولین نکته این است هرم منزلت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در کشور ما باید بازتر شود یعنی باید افراد احساس کنند اگر وطن برای آن هاست، آن ها هم برای وطناند؛ اگر آنها برای وطن هستند، وطن هم برای آنهاست. ایران در یک هرم منزلت اجتماعی، محدودیت یا به تعبیر فیلتر ندارد. بحث انتخابات در جای خودش بسیار مهم است. بحث گزینشها باید درست رعایت شود. باید محدودیتهای افراد در بالا آمدن سطح منزلت سیاسی و اجتماعی آنها برداشته شود. ما الآن دیگر به یک دوگانهای رسیدیم وطن فروش، که بسیار اقلیت هستند و وطن دوست. همه وطندوستها خودی هستند. رهبر انقلاب در صحبت آخر با قوه قضائیه تعبیری داشتند که حتی کسانی که ممکن است از نظر دینی تقیدات کمتری داشته باشند هم آمدند. به همان اندازه که آمدند، آنها باید در این نظام و ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی صاحب حق شوند. احیانا بعضی از محدودیتهایی که وجود داشته غلط بوده است. دوم اینکه بیتردید باید سیاست جمهوری اسلامی به سمت طبقات محروم و فقرا برود. اصلاً نباید اینگونه باشد که بعد مدتی تصور کنیم یک طبقهای به نام «مسئولین جمهوری اسلامی» درست شده که بنده هم ممکن است از آنها باشم، و مردم. اصلاً اصل آرمان انقلاب اسلامی و پیام امام همین «انقلاب مستضعفان» بود. اصلا مسئولین باید برآمده از طبقات اجتماعی باشند؛ طبقات محروم نماینده داشته باشند و بقیه طبقات هم نماینده داشته باشند. امام یک تعبیری دارند که میگویند کسانی که طعم فقر و چشیده باشند، اگر شما اجازه بدهید خودشان انتخاب کنند، کسانی را انتخاب میکنند که از دل همان مجموعه برآمدهاند و این کار را انجام میدهند. آن شرایط درک کنند، از همانها باشند و نگاهشان به او باشد. جمهوری اسلامی باید{مراقب باشد} خدای ناکرده گرفتار یک اشرافیت جدیدی نشود. یکی از درسها این مسأله است. یعنی بزرگترین شکافی که میتوانست جامعه را از درون آسیب بزند، «شکاف معیشتی» بود. آن شکاف معیشتی اصلاً کار نکرد. چون اتفاقاً آن طبقه هنوز انقلاب و اصل نظام را از خودش میداند. آنها پای اصلش ایستادند، بیشترین هزینه و شهید را هم همانها دادند. ما هرچه داریم از آنها است. و کاش قدرشان را بیشتر بدانیم. قدر دانستن به چیست؟ به اینکه همانها در یک سریال منزلت اجتماعی و سیاسی، در یک انتخابات کاملاً باز بتوانند بالا بیایند.
او ادامه داد:
الآن ادامه این ۱۲ روز است. بیایید به تیم مدیریت کشور که زیر نظر مقام معظم رهبری کار میکند، و فرماندهی کل قوا در صلح هست در جنگ هم هست، اعتماد کنیم. عیب ندارد نظر بدهیم. من میگویم آقا این غلط است شما میگویید آن غلط است، کما اینکه خود ایشان هم در مسألهاش گفته است. ولی اولاً پرخاشگری نکنیم. دوم اینکه بلافاصله من از کجا کشف میکنم شما که این حرف را زدی خائن هستی؟ شما یک عقیدهای داری و بنده هم یک عقیدهای دارم. حق اینقدر مکشوف نیست که نزد یک نفر باشد نزد بقیه نباشد. بله، وطن فروشی در قاموس این ملت نیست، کما اینکه ذلت نیست اما در چهارچوب کلان حرفهایمان را بزنیم ولی به مدیریت کشور اجازه بدهیم و اعتماد کنیم. باید در فضای فعلی که به هر حال الآن بحث اولش مذاکره است و بحث بعد ممکن است رفت و آمد باشد، یکی بیاید یکی برود. به خصوص در شرایط فعلی، ما به مجموعه خرَد مدیریتی کشور اعتماد کنیم. چون شما برای تحلیل جامع احتیاج به خبر دارید. الآن دشمن در کدام موقعیت است؟ شما در کدام موقعیت هستید؟ در کدام موقعیت او ضعف دارد؟ در کدام موقعیت شما ضعف دارید؟ مسائل منطقهای چگونه است؟ هر روزی مسائل منطقهای تغییر میکند. الآن بحث سوریه را ببینید. قبلش داشتیم با هم صحبت میکردیم. من واقعاً اصلاً نمیدانم باید چه کرد. دنیای ما دارد نسبت به این اتفاق فلسطین بیتفاوت میشود. یعنی یک امر عادی میشود که هر روز صهیونیستها [تعدادی آدم بیگناه را شهید میکنند]؛ البته امروز ۱۲۰ نفر و دیروز ۱۴۰ نفر.
یادگار امام با تکرا این جمله مجری که «آدمها عدد شدهاند» افزود:
و عددها بالا میروند. بعد هم یواش یواش دیگر دارد کشته شدن آنها هم در اثر قحطی و بیغذایی میشود. این سران عرب هم که به عرب بودنشان مینازند، انگار هیچ حضور ندارند؛ تسلیم محض و جهان هم همین طور است و این جنگ نشان داد که تمام قوانین و قواعد بینالمللی و اینها هم دروغ است. البته یک نکته بگویم. ما حقوق بشرمان را از غربیها نگرفتهایم که حالا چون آنها قائل به حقوق بشر نیستند، ما هم نباشیم. ما ارزشهایمان را از قواعد خودمان گرفتهایم. آن ها اگر نیستند، نباشند؛ ما هستیم. جنگ امروز ما جنگ معاویه و علی است و نه جنگ شمر ابن ذالجوشن با سنان ابن انس. ما باید به قواعد انسانیمان پایبند باشیم و برای ارزشهامان بجنگیم. ما تا آخر را حقوق بشرمان میایستیم. ما مردم سالاری دینی را از آنها نگرفتهتیم که اگر آنها پایبند نباشند، پس ما هم پایبند نباشیم. ما حقوق بشر را از آنها نگرفتهایم. ولی این طبلش از آسمان افتاده است. یعنی من فکر میکنم اگر یک سردمدار یا سیاستمدار غربی یک روزی در تلویزیون راجع به اینطور امور صحبت کرد، دیگر به راحتی میشود خندید و خیلی نمیشود جوابی داد.
وی ادامه داد:
در قصه خودمان، برخلاف همه معاهدات و در وسط مذاکره تأسیسات هستهای ما را زدند و البته بسیار صبورانه و با باز منطق انسانی، ما منابع هستهای آنها را نزدیم؛ میتوانستیم بزنیم ولی بهخاطر تشعشعاتی که در آن منطقه ایجاد میکرد، ما نزدیم. یعنی جمهوری اسلامی خویشتندارانه به مراکز هستهای آنها حمله نکرد؛ علی ما نقل اما داستانی که وجود دارد این است که این میانه این داستان دوباره ما چشممان را به دروغگوییهای آنها خوش نکنیم. ساختار نظم جهانی دیگر تأمین کننده منافع آنها نیست. آنها یک موقعی با این ساختار سر روسها و بلوک شرق را بریدند و امروز آن ساختار جواب نمیدهد. WTO دیگر چون چین را دارد بالا میبرد، دیگر به اینطور امور تن نمیدهد.
او گفت:
تردید نکنید که وجود شخص رهبر معظم انقلاب یکی از بزرگترین عوامل توفیق ما در این مسأله بود؛ هم اینکه ایشان با یک سابقه ۵۰ ساله تمام این مسائل را داشت و هم درایت، شناخت و مدیریت جنگشان. همین مسألهای که چرا ما باید بین پایگاههای اسرائیل آمریکا در منطقه باید العدیده قطر را بزنیم؟ اسرائیل بسیار دلش میخواهد ما با اعراب و کشورهای منطقه درگیر جنگ شویم. اصلاً منطقه پاره پاره مطلوب اسرائیل است. شما در میانه یک جنگ باید مراقب باشید وارد بازی طرف مقابل نشوید؛ هیجانی و عصبانیتان نکنند. حالا میگویند خبر دادند و اینها، اینکه شما قطری را انتخاب کنید که اتفاقاً بازی اسرائیل قرار نگیرد و ضمناً العدیده را بزنید، از نظر جهانی زدن العدید به اندازه زدن تل آویو در قدرت و ابراز قدرت ایران مؤثر بود. لذا در بزنگاه جنگ واقعاً وجود مبارک رهبر انقلاب یکی از تکیهگاههای بسیار مهم برای مردم در عبور از این مسأله بود. در شرایط عادی ما ممکن است حرفهایی با هم داشته باشیم و در شرایط خاص آن لحظه دیگر حرف یکی است و باید اطاعتپذیری شکل بگیرد چون با تشتت به هیچ جا نمیرسیم. من باز به نکته دوم برمیگردم. امروز هم برای عبور از این خوابهایی که دشمنان برای ما دیدهاند، این موارد را باید به ایشان اعتماد کنیم. به مدیریت، فهم بزرگوارانه، تدبیر و شجاعتش اعتماد کنیم که ان شاء الله این مسیر را عبور کنیم.
وی در پاسخ به سوالی درباره کسانی که سعی دارند بین ایرانیت و اسلامیت فاصله بیاندازند و اینکه در هم تنیدگی این دو چگونه به کمک پیروزی مردم ایران آمد؟ یادآور شد:
حدود ۷۰۰، ۸۰۰ سال پیش مولوی که حالا نه در ایران امروز به دنیا آمده، در افغانستان به دنیا آمده، و نه در ایران امروز از دنیا رفته، در قونیه از دنیا رفته است. ولی دیگر مولوی و فرهنگ ایرانی و متعلق به مردم ایران است که این هم به آن معناست که ایران هر جایی است که فرهنگ ایران وجود دارد. جواب شما را خیلی خوب داده و گفته «زین همراهان سست عناصر دلم گرفت/ شیر خدا و رستم دستانم آرزوست». یکی نبوده مولوی بپرسد که چه تناسبی بین شیر خدا و رستم هست؟ این ملت هم رستم دستان و هم شیر خدا دارد. مردم ایران مسلمان و عاشق اهل بیت(ع) شدند اما عرب نشدند. نه به این معنا که بخشی از مردم ایران اعراب نیستند؛ ما عرب، ترک و کرد داریم ولی «تمدن ایرانی» در این کشور یک تمدن ریشهدار است. خوزستانیهای ما ایرانیان عرب هستند، کردهای ما قبل از سایرین ایرانیاند، آذریهای ما صاحبان تمدن این سرزمین هستند و سایر اقوام. ما یک کشوری هستیم که کوچک و بزرگ در تاریخ شدیم؛ از ۲۰۰ سال پیش هم یا یک ذره آنطرفتر هر حاکمی که آمده قسمیش را نتوانسته نگه دارد، بیعرضه بوده داده رفته و جمهوری اسلامی پاسدار این هویت است. اما این هویت، هویتی است که شیر خدا و رستم دستانش آرزوست. زبانش خاص خودش است ولی ریشههای دینی دارد. اصلاً اینکه من گفتم مولوی در ایران به دنیا نیامده در ایران هم از دنیا نرفته، مگر مولوی ایرانی نیست؟! ابن سینا ایرانی نیست که در ایران به دنیا نیامده؟ قریب به اتفاق خراسان بزرگ، بیرون ایران قرار دارند اما ایرانیاند. چون اجزای فرهنگ ایران هستند. آن وقت امام حسین(ع) و امیرالمؤمنین(ع) در اجزای فرهنگ این ملت نیست؟! کشوری که هنوز تا قرنهای آینده و از قرنهای گذشته قریب به اتفاق اسم مردمانش محمد و علی و فاطمه و زهرا و حسن و حسین است، آنوقت اینها اجزای ملیت ایرانی نیست؟! ملیت ایرانی از کجا آمده؟ چرا مولوی ایرانی است در حالی که در بلخ به دنیا آمده در قونیه از دنیا رفته است؟ ابوالفضل(ع) هم ایرانی است. ایران آنجایی است که فرهنگ ایرانی وجود دارد و اهل بیت پیامبر(ع) و خود پیامبر(ص) اجزاء بزرگ و مؤلفههای اصلی تمدن ایرانیاند. مردم ایران با اینها زندگی کردهاند اسم اینها را روی بچههایشان گذاشتهاند. به قبرستانهایشان بروید، روی تمام سنگ قبرها نام همینهاست. نذرشان کردهاند و با آنها زندگی میکنند، گریه میکنند و میخندند. همین الآن چه نامی بر حمله به اسرائیل میگذارید؟ با فریاد «حیدر» این کار را میکنید. اجزاء تمدنی ما هستند؛ اصلاً اسلام و به خصوص خاندان پیامبر(ص) از تمدن ایرانی بیرون نیستند.
وی در پاسخ به سوالی درباره این که که آیا مسلمان بودن و عشق و علاقه به اهل بیت(ع) داشتن و پیروی از اسلام کردن با وطن دوست بودن و نسبت به وطن و مام وطن تعلق خاطر داشتن و از او دفاع کردن، در تضاد منافات است؟ گفت:
بیشترین کسانی که از حدود این کشور دفاع کردهاند، دینداران بودهاند. حسین فهمیده بوده که از خرمشهر دفاع کرده؛ اسمش هم «حسین» بوده است. چرا زیر تانک رفته؟ به عشق امام حسین(ع) رفته است. امروز که حالا داریم ضبط میکنیم روز شهادت امام سجاد(ع) است. مردم ایران چه حس و عمق ارتباطی با امام سجاد(ع) دارند؟ همین الآن اربعین [در پیش] است. یکی از بزرگان به خارجیها گفته بود شما که به این دینداری مردم حمله میکنید، برمیگردید دوباره در این کشور با مردم میخواهید زندگی کنید که ۷۰، ۸۰ درصدشان اگر هم اسمشان آریا است، نگاه کنید شناسنامهاش «محمد آریا» است؛ اسم پدرش علیاصغر و مادرش فاطمه است. نکته من در این است که حب اهل بیت(ع) و خاندان پیامبر(ص) جزئی از فرهنگ و ملیت ما شده؛ اینکه شما بخواهید یک جزء از ملیت را مقابل کل قرار بدهید، نشناختن ملیت است. یعنی فردوسی که حالا دیگر بزرگ تمدن مثلاً فرض کن فارسی زبانان است، به عشق حیدر که از ابتداش هم بیان میکند. اسم حافظ و سعدی هم محمد است. تمام اینها بزرگانی هستند که شما با همینها تمدن ایرانی را ساختهاید.










